آنکه نمی خواهد استدلال کند متعصب است ؛ آنکه قدرت استدلال ندارد نادان است و آنکه جرات استدلال ندارد برده است.
کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بود .
ملانصرالدین با دوستی صحبت می کرد
خوب ملا ، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده ای؟
ملانصرالدین پاسخ داد : بله فکر کرده ام. جوان که بودم تصمیم گرفتم زنی کامل پیدا کنم. از صحرا که گذشتم وبه دمشق رفتم وبا زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم ، اما او از دنیا بی خبر بود.
بعدبه اصفهان رفتم . آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره یِ آسمان و زمین داشت اما زیبا نبود. بعد به قاهره رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا و با ایمان و تحصیلکرده ای ازدواج کنم.
- پس چرا با او ازدواج نکردی؟
ملانصرالدین گفت: آه رفیق ، متاسفم او هم دنبال مرد کاملی می گشت.
یکی از دانشمندان قدیم ایران گفته است مردم بر سه گروهند: « آنان که نمی گویند و می کنند ، و آنان که می گویند و می کنند ، و آنان که می گویند و نمی کنند.» با توجه به اینکه دانشمندان علم اخلاق گروه اول را در این سه گروه پسندیده می دانند . اما در عمل از این سه گروه ، گروه سوم موفق تر و کامیافته تر بوده اند یعنی همواره وعده های دور و دراز و مژ ده های دل آویز می داده اند و هیچ وقت عمل نمی کردند.
مثل شعار ارزان کردن مسکن ، ایجاد اشتغال ، جلوی تورم را گرفتن ، ولی همه در حرف و نه در عمل!
امروزه در کشورهای پیشرفته پیش از وعده دادن به مردم کشورشان به امکانات مادی و معنوی خود می نگرند و با دانشمندان آگاه و مردم دوست و آمارگران درستکار مشورت می کنند و تصمیمات خود را با مردم در میان می گذارند ، سپس به مردم وعده می دهند و تا به آن وعده جامه عمل نپوشانده اند وعده دیگری نمی دهند.
ببینید در کشورهایی مثل سوئد ، نروژ ، دانمارک دولت به منزله مادرِ مهربانِ مردم است و بدیهی است که کودکان ، مادرِ مهربان خود را دوست می دارند و هیچ وقت فاصله یی میان آنها بوجود نمی آید ، بزرگان ما که این همه وعده می دهند و کاری نمی کنند شاید فراموش کرده اند که سرانجام روزی یکی مانند بهلول پیدا شود که این همه وعده های نسیه را نپذیرد و یا باور نکند.
گویند روزی هارون الرشید از بهلول پرسید که : دوست ترین مردم نزد تو کیست؟ گفت : آنکس که شکم مرا سیر کند ، گفت اگر من شکم ترا سیر کنم مرا دوست داری ؟ گفت : دوستی به نسیه نباشد!
گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک !( حافظ )
طبق آیه 22 سوره معارج مستمندان در ثروت ثروتمندان سهیم اند.
اهل سنت این آیه را مربوط به زکات دانسته اند ( تفسیر قرطبی ج 17 ص 38 ) ولی شیعه بر این باور است که این آیه مربوط به زکات نیست.
طبق روایت امام صادق (ع) هرچه مردم بدان نیاز دارند و تو می توانی به آنها بده ، خدا این پول و سرمایه را به شما داده تا آنها را به مقصودی که درجهت آن قرار داده مصرف کنید و نه اینکه برای خود ذخیره نمائید( اصول کافی ج 3 ص 500 – من لا یحضر ج 2 ص 48 ) رفع نیاز بینوایان توسط ثروتمندان روح اسلام است در غیر این صورت بر چسب سرمایه داری به دین خواهد چسبید.
هرچه روح به خدا نزدیکتر باشد ، آشفتگی اش کمتر است. زیرا نزدیکترین نقطه به مرکز دایره ، کمترین تکان را دارد.
The nearer the souls is to God , the less its disturbances.
Since the point nearest the circle subject to least motion
...راستش امروز قبل از نماز ظهر بد جوری هوای کربلا و مکه به سرم زده بود ، یاد اون روزا افتادم ، یادمه همینکه به ( حرم ) کعبه می رسیدم آروم می گرفتم و هیچ دغدغه ای نداشتم و به هیچی کار نداشتم بلا تشبیه مثل بچه کوچکی که وقتی به مادرش می رسه احساس امنیت می کنه من هم احساس امنیت می کردم . اما همینکه از حرم دور مشدم و سوار اتوبوس می شدم به طرف هتل می رفتم انگار مثل بچه ای که از مادرش دور شده وبه دنبال بازی گوشی می رود ، وقتی به هتل میرسیدم و دوشی ، استراحت کرده و نکرده سراسیمه انگار که چیزی را گم کرده باشم به طرف حرم حرکت می کردم خلاصه این رفت و اومدا چه حالی داشت کاشکی دوباره تکرار بشه . کربلا هم همینطور بود هنوز به هتل نیومده بودم دوباره برمی گشتم خلاصه اینکه سیری نداشتم . دیگه نمی دونم چی بگم حال بسیار خوبی پیدا کردم.
زهد – زهد انقلابی که این روزها دیگه شنیده نمی شود
زهد انقلابی چیست؟
زهد انقلابی یعنی:
- تحمل فقر برای مبارزه با فقر
- تحمل گرسنگی برای مبارزه با گرسنگی
- صرفنظر کردن از نان خویش برای بدست آوردن نان مردم
- یعنی با حد اقلها زندگی کردن
آدمی که ساده زندگی کند و زدوبندی نداشته باشه دلهره ای ندارد چرا که چیزی برای از دست دادن نداره بنابراین محافظه کاری هم نداره.
- مگه میشه ماشین آن چنانی سوار شد و از مشکل تردد و وسیله نقلیه مردم صحبت و دفاع کرد
- مگه میشه توی خونه های آنچنانی زندگی کرد و ویلا های آنچنانی داشت و از کوخ نشینان دفاع کرد
- مگه میشه که میز یا سفره سه وعده غذائی رنگارنگ داشت و دم از مبارزه با گرسنگی زد
- توئی که گرانی را نمی فهمی و اذیتت نمی کنه چگونه می خواهی با گرانی مبارزه کنی
تو اصلا می دونی باید از کجا شروع کنی
به نظر من تو باید اول از خودت شروع کنی
اگر نمی تونی وزهد انقلابی نداری پس چرا رفتی وکیل و وزیر و....مردم شریف و انقلابی شدی؟
در هر جای جامعه که دین به معنای واقعی کلمه وارد شده و درست عمل کرده،نتیجه درستی هم عاید شده است.اما بر عکس آن نقاط ضعف هایی که در گوشه و کنار دیده می شود و اعتراض مردم را بدنبال دارد،دقیقاً همان جایی است که مسئولین و یا حتی خود ما به چارچوب دین وفادار نبودیم و فاصله گرفتیم.
باید قبول کنیم که در مواقعی متاسفانه مسئولین و یا مدیران اجرایی برای پوشاندن ضعف های خودشان و توجیه عملکردشان در پشت دین سنگر گرفته و از دین خرج می کنند.
و یا حتی این جسارت را به خود داده اند که از مشروعیت نهاد ولایت فقیه هزینه کنند تا بدین وسیله ناکارآمدی خودشان را بپوشانند.و این همان چیزی است که واکنش منفی ایجاد میکند. اما در صورتی که معلوم شود بسیاری از رفتارهای فعلی مسئولین دینی نیست و از جانب دینداران و روحانیت به این اعمال و رفتارهای مسئولین اعتراض شود باز میتوان امیدوار بود که دین نقش مثبت خود را در جامعه خواهد داشت و جریان دین گریزی روند معکوسی پیدا کند.اما بنظر میرسد که اراده ای در بعضی از مسئولین ایجاد شده است که هر مخالفی را محکوم کنند وکنار بگذارند و با خیالی آسوده ادعا می کنند که همه چیز خوب و مطلوب است.اما این را همه باید بدانند که سکوت خوب نیست زیرا سکوت برای یک حامعه زنده نیست در جامعه ای که سکوت است آن حامعه را یک حامعه مرده می نامند نه یک جامعه زنده وپویا.در یک جامعه زنده افراد آن جامعه باید حرف بزنند و حتی گاهی فریاد بزنند در غیر این صورت اگر فریاد زدن و حرف زدن را از جامعه بگیرند آن جامعه دچار یاس و نا امیدی می شود و آن جامعه ای رو به جلو نمی باشد.بنابراین نمیتوان از مردم خواست که نفهمند و جلوی نقد آنها را گرفت.زیرا این اعمال باعث می شود که روح اسلامی و اسلام خواهی از جامعه دور شود.
امام خمینی(ره) در جایی فرموده اند:تخطئه از الطاف خفیه الهی است. حتی در جایی که دولت جمهوری اسلامی میتواند با سعه صدر و تحملی که از خود نشان می دهد برخورد سازنده،منصفانه و عادلانه ای نشان دهد و اگر هم نقدی غیر معقول ، غیر مستدل است، جواب دولت،مستدل و روشن باشد.
نتیجه چنین رویکردی از طرف دولت ویا نهادها این است که عیب های دولت و یا نهاد ها برطرف خواهد شد.و هم اینکه ظرفیت نقد پذیری دولت و نهادها چه در خصوص نقدهای وارده و چه غیر وارد به رخ کشیده می شود. ضمن این که مقوله نقد و نقد پذیری در جامعه ارتقا پیدا خواهد کرد.
... گوانتانامو،شکنجه مردم عراق،افغانستان و دیگر مخالفین آمریکا و صهیونیست توسط آمریکائیها و صهیونیست ها بوجود آمده آنوقت یه کشیش افراطی آمریکائی بنام کریستوفارو می گوید:
اسلام دینی است که خشونت را آموزش می دهد و می گوید به باورمن دین اسلام دین کفار و جهنمیان است.
واقعا جای تعجب است که اونها ( مسیحیان و یهودیان ) شکنجگاه بوجود می آورند اونها هستند که از اون سر دنیا به نقاط مختلف دنیا مثل ویتنام،افغانستان و عراق لشگر کشی میکنند واشغال گر هستند وبمب برسر مردم بیگناه میریزند و در ترور دانشمندان و نخبگان دست دارند آنوقت می گویند که دین (اسلام) دین خشونت است.
-کشتار300000 مسلمان در بوسنی را چه کسانی انجام دادند. آیا این مسیحیان و یهودیان نبودند که دست به نسل کشی زدند.
-کشتارکودکان مسلمان فلسطینی و 5000000 آوره مسلمان فلسطینی و بی خانمان کردن آنها توسط چه کسانی انجام شده است.
-کشتار 655000 نفرمردم بی دفاع عراق توسط ارتش آمریکا. چرا؟
-چه کسانی مردم مسلمان و مظلوم افغانستان را به خاک وخون می کشد
-مگرنه اینکه می گوئید در کتاب مقدس آمده است که: هنگامی که شهری را در روی زمین تصرف کردید همانا خدا آنرا به شما بخشیده است؛همه رابکشید( کتاب مقدس، تثنیه 16:20 )
But when you capture cities in the land that the lord your God is giving you,kill everyon .(bible, Deuteronomy 20.16)
خبرنگار از کشیش اوانجلیست صهیونیست ( جری فال ول )سئوال می کند: این روزها مسلمانان احساس می کنند که مسیحیان و یهودیان علیه آنان متحد شده اند و او می گوید بله این درست است.
آیا این شما نیستید که می گوئید در کتاب مقدس آمده است که: وقت پایان فرا رسیده. کار شما تمام است(کتاب مقدس-حزقیال 6:7)this is the end.you are finished ( BiBle- Ezekiel 7.6)
آیا این صهیونیستها نیستند که می گویند : دوچشم در برابر یک چشم ، چند دندان در ازاء یک دندان و یا چند نفر در مقابل یک نفر و....
یا در جایی دیگر یه سرباز اسرائیلی از یه سرباز اسرائیلی سئوال می کند که با روستاهای اشغال شده چه کنیم؟ او می گوید همه را بسوزانیم.(آدم یاد سربازان آمریکائی در ویتنام می افتد که آنها نیز روستاهای ویتنامی را می سوزاندند)
و اما اسلام ، انسانها را به فرهنگ و دانش ترغیب می کند و اسلام انسان کشی را برای پذیرش دین نمی پذیرد و حتی در تنگنا قرار دادن آدمی برای پذیرش دین را نفی کرده و می فرماید: در پذیرش دین هیچ اجباری نیست(سوره 2 آیه 256)
Islam does not at All admit genocide to expend religion and explicitly rejects cornering people to accept it: there should be no compulsion in religion.( Quran,surah 2,verse 190)
خداوند می فرماید:
جهاد در اسلام برای دفاع از خود در برابر متجاوز و دفع فتنه است.جهاد کنید و بیش از آن تجاوز نکنید.
Jihad in islam is for self defence and repelling the transgression of seditious people. Fight those who fight against you along Gods way, yet do not initiate hostilities. ( Quran, surah 2,verse 190)
حال قضاوت با مردم است که دین و کتاب چه کسانی جنگ طلب است.
